آیا میشود همانقدر که برای ثروتمندترشدن و رسیدن به جایگاه بالاتر بلندپروازیم، برای مفیدتر بودن هم بلندپرواز باشیم؟
چگونه خوب بودن می تواند به یک چرخه اجتماعی تبدیل شود؟
Altruism) نوع دوستی اثربخش دارد. جاه طلبی اخلاقی از ما میخواهد تعریف خود از جاه طلبی را گسترش دهیم. انسان با استعداد الزاماً نباید تمام توانایی خود را صرف افزایش درآمد قدرت یا موقعیت شخصی کند میتواند همان بلند پروازی را متوجه مسئله ای کند که ارزش حل کردن
اما این ایده با یک مشکل قدیمی مواجه است نیت خوب الزاماً به نتیجه خوب منجر نمی شود. اینجاست که مفهوم نوع دوستی اثربخش (Effective Altruism) وارد میشود. پرسش آن تقریباً بی رحمانه ساده است کاری که انجام میدهیم واقعاً چقدر مؤثر است؟
نوع دوستی مؤثر می کوشد میان احساس اخلاقی امروزه بیشتر جوامع جاه طلبی را تحسین کرده و انگیزه و محرک پیشرفت و تغییر میدانند. ما موفقیت کارآفرینان مدیران ورزشکاران، هنرمندان و ثروتمندان را جشن می گیریم و نسل جوان نیز بخش مهمی از تعریف خود از موفقیت را از همین الگوها می گیرد. اما سؤال مهم تری وجود دارد: جامعه دقیقاً چه نوع جاه طلبی ای را تشویق میکند؟ اگر نشانه های موفقیت عمدتاً ثروت قدرت شهرت و مصرف باشند، طبیعی است که بخش بزرگی از استعداد و انرژی افراد نیز برای به دست آوردن همین چیزها صرف شود. اما آیا می توان جامعه ای تصور کرد که در آن حل یک مسئله مهم بهبود زندگی هزاران انسان ساختن یک نهاد مؤثر یا ایجاد یک منفعت عمومی نیز همان اندازه منشأ اعتبار و منزلت اجتماعی باشد؟ این پرسش نقطه تلاقی دو ایده مهم معاصر است: (Moral Ambition) جاه طلبی اخلاقی و Effective نتیجه واقعی تمایز قائل شود. منابع محدودند؛
زمان پول استعداد و توجه محدودند. بنابراین صرف اینکه فعالیتی خیرخواهانه به نظر برسد دلیل کافی برای انتخاب آن نیست. باید بپرسیم مشکل چقدر مهم است تا چه اندازه قابل حل است چه میزان مورد غفلت قرار گرفته و هر واحد منابع اضافی چه اثری ایجاد می کند. این همان روحی است که در بخش مهمی از ادبیات Effective Altruism دیده می شود. [۱] از این منظر Moral Ambition و Effective Altruism دو نقش متفاوت ولی مکمل دارند. جاه طلبی اخلاقی جهت جاه طلبی را تغییر می دهد؛ دوستی اثربخش کیفیت آن را آزمایش میکند.
اولی می پرسد آیا میتوانم زندگی حرفه ای خود را صرف مسئله ای بزرگتر از خودم کنم؟ دومی می پرسد از کجا میدانم راهی که انتخاب کرده ام واقعاً یکی از بهترین راه های موجود است؟ اما شاید ترکیب این دو ایده پیامد سومی داشته باشد که کمتر درباره آن صحبت شده است تغییر در تعریف منزلت اجتماعی انسان فقط به دنبال پول نیستد بسیار اهمیت می دهند. پیچیده تری پیدا کرده است. بخش بزرگی از رفتار انسان را نمی توان تنها با درآمد توضیح داد. انسانها به احترام اعتبار جایگاه و قدردانی نیز جامعه نیز دائماً در حال تولید نشانه هایی است که به ما میگویند چه کسی سی موفق موفق است. خانه بزرگ تر اتومبیل گران تر برند لوکس عنوان شغلی تعداد دنبال کنندگان در شبکه های اجتماعی یا نزدیکی به قدرت همگی می توانند نشانه های منزلت باشند. آنچه تورستین وبلن اقتصاددان و جامعه شناس آمریکایی بیش از یک قرن پیش در مفهوم مصرفگرایی متظاهرانه Conspic) (picuous Consumption توصي صیف کرد امروز اشکال بسیار اما اگر همان سازوکار روان شناختی بتواند در جهت دیگری نیز عمل کند چه؟ تحقیقات رفتاری نشان داده اند که رفتارهای با پیامد اجتماعی مثبت نیز حامل منزلت اجتماعی باشند. می توا در یک آزمایش میدانی دادن نشانه ای قابل مشاهده از مشارکت خیر خواهانه احتمال کمک های بزرگ تر را توسط افراد افزایش داد. مطالعات دیگری نیز نشان داده اند که رفتار خیر خواهانه آشکار می تواند قدردانی و اعتبار اجتماعی ایجاد کند. [۲]
بنابراین شاید مسئله این نباشد که میل انسان به مقام و شان را از بین ببریم. شاید سؤال بهتر این باشد آیا می توان موضوع رقابت برای مقام و منزلت را تغییر داد؟
بنابراین شاید مسئله این نباشد که میل انسان به مقام و شان را از بین ببریم شايد سؤال بهتر این باشد آیا می توان موضوع رقابت برای مقام و منزلت را تغییر داد؟ از مصرف گرایی متظاهرانه به مشارکت و کمک متظاهرانه است.
تصور کنید در جامعه ای کارآفرینی که یک مسئله واقعی را حل کرده همان اندازه مورد توجه قرار گیرد که فردی با ثروت بسیار زیاد. دانشمندی که یک فناوری ارزان برای کاهش مصرف آب توسعه داده مدیری که امکان سرمایه گذاری سالم را برای صدها هزار خانواده فراهم کرده پزشکی که روشی کم هزینه برای درمان یا پیشگیری ایجاد کرده یا فرد ثروتمندی که نه صرفاً پول اهدا کرده بلکه سرمایه و توان مدیریتی خود را برای حل مؤثر یک مسئله عمومی به کار گرفته در چنین جامعه ای مشارکت و کمک نیز می تواند تبدیل به یک سیگنال چشمگیر شود و این لزوماً اتفاق بدی نیست. ما معمولاً تصور میکنیم کار اخلاقی تنها زمانی اصیل است که کاملا بدون منفعت شخصی انجام شود. اما این انتظار شاید با طبیعت واقعی انسان سازگار نباشد. اگر فردی همزمان از کمک به دیگران احساس رضایت کند اعتبار اجتماعی به دست آورد و نتیجه ای مثبت برای جامعه ایجاد کند، چرا باید وجود انگیزه شخصی ارزش اجتماعی نتیجه را از بین ببرد؟
شاید به جای تلاش برای ساختن انسانهایی کاملا بی اعتنا به مقام و جایگاه خود بهتر باشد ساختار شان و جایگاه را تغییر دهیم. از اینجا یک چرخه مثبت بالقوه شکل می گیرد
یک فرد موفق بخشی از سرمایه استعداد یا اعتبار خود را صرف حل مسئله ای میکند. اگر نتیجه قابل مشاهده باشد. جامعه به او اعتبار میدهد. این اعتبار رفتار را برای دیگران جذاب تر می کند. افراد بیشتری وارد چنین فعالیت هایی می شوند. رقابت شکل میگیرد؛ اما این بار بخشی از رقابت نه بر سر اینکه چه کسی بیشتر مصرف می کند، بلکه بر سر این است که چه کسی بیشتر در موضوعات جامعه مشارکت مثبت داشته است. شواهدی وجود دارد که رفتار افراد حتی می تواند از رفتار خیر خواهانه افراد دارای جایگاه تأثیر بگیرد. برای مثال، آزمایش میدانی نشان داد که وجود یک اهداکننده اولیه احتمال کمک دیگران را افزایش میداد و این اثر زمانی قوی تر بود که اهدا کننده دارای نشانه های جایگاه اجتماعی بالاتر بود. [۳] اگر چنین اثرهایی در مقیاس اجتماعی نیز قابل تقویت باشند، مشارکت اجتماعی میتواند مانند مصرف سرایت کند.
اما یک مشکل جدی وجود دارد در این نقطه جاه طلبی اخلاقی به تنهایی کافی نیست. این تصویر بیش از حد زیباست مگر اینکه یک خطر را جدی بگیریم همان لحظه ای که کار خیر تبدیل به منبع منزلت شود، امکان سوءاستفاده نیز ایجاد میشود. ممکن است افراد به جای ایجاد اثر تصویر اثر را ایجاد کنند. ثروتمندی میتواند بخش کوچکی از دارایی خود را صرف پروژه ای بسیار پرسروصدا کند و اعتبار اجتماعی عظیمی به دست آورد. یک شرکت میتواند بودجه بیشتری برای تبلیغ مسئولیت اجتماعی خود صرف کند تا خود مسئولیت اجتماعی حتى فعالیت خیر خواهانه میتواند به کالایی لوکس برای نمایش فضیلت و درستکاری تبدیل شود. و شاید مهم ترین نقش نوع دوستی اثربخش دقیقا همین باشد جدا کردن نشانه از اثر اگر جامعه قرار است برای کارخیر منزلت ایجاد کند، باید بتواند تا حد ممکن میان کسی که خوب به نظر می رسد» و «کسی که واقعاً نتيجه مثبت ایجاد کرده تفاوت بگذارد. البته اندازه گیری نیز پاسخ کامل نیست. بسیاری از مهم ترین دستاوردهای اجتماعی به سادگی قابل تبدیل به عدد نیستند. اصلاح یک نهاد، افزایش اعتماد عمومی دفاع از حقوق انسانها آموزش یک نسل یا تغییر یک هنجار فرهنگی ممکن است دهه ها بعد نتيجه دهد. حتى تحقيقات جدید درباره social signaling نیز هشدار می دهند که دیده شدن رفتار خیرخواهانه همیشه کمک را افزایش نمی دهد؛ در بعضی محیط ها نگرانی درباره تصویر اجتماعی می تواند نتیجه ای متفاوت یا حتی معکوس ایجاد کند. [۴] بنابراین نوعدوستی اثربخش نیز باید در برابر وسوسه دیگری مقاومت کند این تصور که هر چیزی که قابل اندازه گیری نیست، بی ارزش است هدف ساختن قدیس ها نیست بهتری بسازیم. اكتشاف تبدیل کرده است. از فضیلت نمایی تا رقابت در اثرگذاری شاید مهم ترین اشتباه در بحث اخلاق اجتماعی این باشد که تصور کنیم برای ساختن جامعه بهتر باید ابتدا انسان
شواهد نشان می دهد انسان ترکیبی پیچیده از منافع شخصی و دلسوزی و غمخواری جاه طلبی و حسادت دست و دلبازی و بخشندگیو سواستفاده از موقعیت و کلی احساسات متناقض دیگر است. نهادهای موفق الزاما این انگیزه ها را حذف نمی کنند؛ آنها تلاش میکنند جهت آنها را تغییر دهند. بازار در بهترین حالت منفعت شخصی را به تولید کالا و خدمات مفید هدایت می کند. دموکراسی تلاش می کند میل به قدرت را در قالب رقابت سیاسی و قواعد نهادی محدود کند. علم نیز میل به شناخت را تا حدی به رقابت برای پس چرا نتوان بخشی از میل انسان به جایگاه را به رقابت برای مشارکت خیر خواهانه و موثر تبدیل کرد؟ هدف چنین جامعه ای تولید میلیون ها انسان از خود گذشته نیست. هدف این است که انجام کار مفید برای دیگران با انگیزه های عادی انسانی سازگارتر شود. در چنین مدلی فرد لازم نیست میان موفقیت شخصی» و «اثر اجتماعی یکی را انتخاب کند، بلکه بالاترین شکل موفقیت میتواند ترکیبی از هر دو باشد.
اصطلاح فضیلت نمایی (Virtue signaling) معمولاً بار منفی و ریاکارانه دارد. به کسی اشاره می کند که بیش از آنکه کار اخلاقی انجام دهد علاقه مند است اخلاقی به نظر برسد. اما شاید امکان دیگری هم وجود داشته باشد. اگر جامعه بتواند معیارهای نسبتاً قابل اعتماد برای تشخیص کار خیر (Contribution) واقعی ایجاد کند، نمایش آن می تواند به رقابت تبدیل شود. افراد شرکتها و حتی دانشگاه ها می توانند نه فقط بر سر درآمد ارزش بازار یا پرستیژ، بلکه بر سر حل مسائل واقعی نیز رقابت کنند. در آن صورت چیزی که در ابتدا انگیزه ای شخصی بوده می تواند به یک پیامد بیرونی مثبت اجتماعی تبدیل شود. این همان نقطه ای است که Moral Ambition و Effective Altruism از فلسفه فردی عبور میکنند و به مسئله طراحی اجتماعی نزدیک میشوند.
سوال اصلی
شاید مسئله بزرگ این نباشد که چگونه انسان را از جاه طلبی ثروت خواهی یا میل به جایگاه و مقام رها کنیم. این ویژگی ها احتمالاً مدت ها با ما خواهند ماند. سؤال جالب تر این است آیا می توان جامعه ای ساخت که در آن جاه طلبی مقام و منافع شخصى الزاماً دشمن خیر عمومی نباشند بلکه بتوانند در خدمت آن قرار گیرند؟ و شايد حتى بتوان سؤال را یک قدم جلوتر برد چقدر جوامع جالبتر میشدند نه فقط بخاطر اینکه انسانها دیگر جاه طلب و دنبال ثروت نیستند بلکه بخاطر اینکه معنی جایگاه و مقام هم تغییر کرده و تکامل می یافت اگر روزی مشارکت اجتماعی همان قدرت نمادینی را پیدا کند که مصرف امروز دارد، ممکن است شاهد چیزی فراتر از افزایش خیریه باشیم. ممکن است یک چرخه شکل بگیرد افراد موفق به حل مسائل مهم اعتبار بدهند؛ اعتبار استعدادهای بیشتری را جذب کند؛ استعدادها راه های مؤثرتری برای حل مسائل پیدا کنند؛ موفقیت آنها الگوهای جدیدی بسازد و این الگوها تعریف نسل بعدی از موفقیت را تغییر دهند. در آن صورت اخلاق دیگر صرفاً محدودیتی بر جاه طلبی نخواهد بود. اخلاق می تواند خودش موضوع جاه طلبی شود.